+ بوی بهاری...
مثل گلبرگ گل سرخ
تو پر از بوی بهاری
توی کوچه های قلبم
عطر تو , همیشه جاری
در هوای عشق پاکت
از همه رهاترینم
حسرتی به دل ندارم
تو که باشی , بهترینم
+ باغ سبز خاطرات
نظر بر عرش بالا می کنم من
تو را پیدا در آنجا می کنم من
میان باغ سبز خاطراتم
چو بلبل شور و غوغا می کنم من
با یادت هر سحر از باد و باران
سراغت را تمنا می کنم من
+ مادر
مادر ای آرامش روح و روان
ای زپاکی همچو برگ ارغوان
ای طراوت بخش دست عاطفه
باغ سبز دلم را باغبان
مرهم جانی و تسکین بخش یاد
از وجودت خستگی ها را بران
عشق در نامت هویدا می شود
مهر تو در سینه هامان بی خزان
بی تو در تردید ها گم می شوم
ناجی و غمخوار من با من بمان
تو طلوع بی غروبی در بهشت
بوسه در دستت زنم تا بی کران
+ لحظه های آشنایی
لحظه های آشنایی مثل یک مهتاب بود
در پس این کوچه های تیره ام , شبتاب بود
از غروبی که به قلبم گل نشاندی , ماه من
قلب من با یاد تو هر لحظه بی تاب بود
+ غزل دل
چرا امروز و فردا می کنی دل
مرا رسوا و شیدا می کنی دل
تو خود را با همه شیرین زبانی
درون سینه ها جا می کنی دل
بیا دیگر ندارم تاب دوری
چرا این پا و آن پا می کنی دل
بیا لطفی چو بیدل مانده تنها
چرا امروز و فردا می کنی دل؟
+ شعرهای من
تمام شعرهای من
فریاد قلب من است
و تمام آنها از آن توست
من زردترین پاییزم
در فصل نگاهت
پس آن را دریاب و با برق چشمانت
غروبش را همراه باش...
+ از قصه ها بیرون بیا
تا تداوم یک فصل کاغذی
تا ابتدای یک خواب تازه
تا شعر خیس سبزه های باغ
از قصه ها بیرون بیا
تا دنیای خط خطی درخت
+ عطر گل یاس
خیال آبیت شیداترین است
نگاه چشم تو زیباترین است
تنت آکنده از عطر گل یاس
دلت مانند من عاشق ترین است
+ کجایی
شدم محزون ز هجر ماه رویت
کجایی تا کنم پرواز سویت
دل دیوانه ام طاقت ندارد
کجایی تا شوم مهمان کویت...
+ یک بغل عاشقی
بازوانت به درخت گردو
چشمانت به نگاه دریا
و دهانت
به گل اطلسی باغ سحر می ماند
